الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

473

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

بيان شده است كه يا از جهت جان و نفس است ، به هر صورتى كه باشد و يا از حيث خلقت و آفرينش و يا از نظر عادت كه البته ناميدن سرشت و نهاد به طبيعت از جهت خلقتى كه در آن نقش بسته است مفهومى برتر و بيشتر از نقش عادت دارد و لذا گفته شده و تأبى الطِّبَاع على النّاقل : ( سرشت‌ها مانع تحوّل و تأثير تغيير دهنده مىشوند ) « 1 » . طَبِيعَةُ النّارِ و طبيعة الدّواء : آن چيزى است كه خداوند مزاج آنها را بر آن نهاده است . طَبْعُ السّيفِ : رنگ و ريم و چرك شمشير .

--> ( 1 ) در بارهء طبيعت يا سرشت آدمى متغيّر هست يا نيست نظراتى گفته شده ، مثلا سعدى مىگويد : مرد بايد كه گيرد اندر گوش * ور نوشته است پند بر ديوار باطلست آنكه مدّعى گويد * خفته را خفته كى كند بيدار اشارهء سعدى به شعر سنايى است كه مىگويد : عالمت غافلست و تو غافل * خفته را خفته كى كند بيدار بنابر اين از نظر امور تربيتى حلّ اين مشكل در خور دقّت است ، راغب در ذيل واژه - ختم مىگويد نقش يا سرشت از سه جهت حاصل مىشود : 1 - از نظر آثار نفسانى ، مثل : حقد ، حسد ، عاطفه ، محبّت ، خشم ، غضب و غيره كه هر انسانى را به گونه‌اى و نقشى نشان مىدهد . 2 - عادت ، كه در اثر تعليم و تربيت و محيط و شرايط در انسان بوجود مىآيد كه خود نوعى نقش آفرينى در انسان است . 3 - طبيعت و شكل اصيل و مهمّ در هر فرد كه بطور جداگانه از طريق توارث ، شير مادر ، صفات و اخلاق و انديشه‌هاى پدر و مادر مطابق اصل ژنتيك در آدمى نقشى بوجود مىآورد كه از دو نقش اوّل اثرش بيشتر است گاهى خود اين نقش آن دو طبيعت ديگر را تحت الشّعاع قرار مىدهد ، لذا پيامبر فرمود : « كلّ مولود يولد على الفطرة ثمّ ابواه يهودانه و يمجّسانه و ينصّرانه » . يعنى : اين پدر و مادر هستند كه مىتوانند در نقش فطرت آدمى كه همه بر خدا پرستى آفريده شده‌اند اثر بگذارد و تعيين كننده باشد كه البتّه تا وضع بخصوص و حالات ويژه‌اى اين اثر ، مؤثّر است و گر نه همان فطرت خدائى با كمك انديشه و برخورد و تصميم به حالت اوّل برمىگردد و در انسان جز چهره خدايى كه همان نقش خلقت است چيزى رخ نمىنمايد . رمز مسلمان شدن و بحقّ گرويدن انسان‌ها در طول تاريخ همين است كه مىبينيم ميليونها انسان آفريقائى خود را از قيد و بند تبليغات مسيونرهاى آمريكائى و اروپايى كه ميلياردها دلار در آنجا با تأسيس بيمارستان و كمك‌هاى ديگر خرج مىكنند ، خود را رها نموده و به اسلام مىگروند .